دوره های برگزار شده

مسئولین ارشد بخش کارمندان گوگل به یک نتیجه مهم دست یافته اند: مهندسان و کارمندان مملو از علم ما انتظار دارند که به خاطر علمشان به آنها رسیدگی شود، نه اینکه صرفا یک کارمند رسمی ساعت 9 تا پنج باشد (nine to five) . این شناخت یعنی ما طوری به کارمندان خود خدمات می دهیم که ماکزیموم (حداکثر) کارایی خود را در ساعات کاری ارائه کنند.حال گوگل برای جذب هر کارمند کار آمد ده استراتژی بسیار موثر را برای خود دارد .

ستراتژی اول: استخدام کمیته ای) هر کس خواهان استخدام در گوگل باشد باید حداقل با 6 نفر مصاحبه انجام دهد، هر مصاحبه یک بعد از فرد را پوشش می دهد و در نهایت فرد با نظر کمیته ناظر استخدام می‌شود. این استراتژی از اویل کار گوگل به کار برده شده و گفته می شود با اینکه کمی پروسه (فرآیند) استخدام را طولانی می کند ولی به هر حال سود زیادی عائد گوگل شده است ( همین که از کارمنداش ضرر  نکرده یه سود خیلی بزرگه)

استراتژی دوم حذف نیازها و دل مشغولی های هر کارمند از مشغله او می باشد. یعنی گوگل تغذیه سالم، شستشوی ماشین، حمل و نقل با اتوبوس، ورزش، اتاق های ماساژ، اصلاح و آرایش مو و خیلی دیگر از مواردی را که ممکن است کارمند را مشغول خود کند برای آنها تامین می‌کند. یک برنامه نویس باید برنامه بنویسد نه اینکه نگران اتوکردن کت وشلوارش باشد. (این قضیه برای خود من خیلی جالب است، مصداق یکی از داستان های ادبی که خطیبی زبردست برای پادشاه مصر نامه می نوشت که ناگهان متوجه می‌شود در خانه آرد ندارد، این موضوع بقدری آزارش می‌دهد که در نامه رسمی پادشاه می‌نویسد “آرد نماند” و متوجه هم نمی‌شود. مدتی بعد پادشاه مصر اورا فرامی‌خواند و از مال و منان دنیا و ضروریات زندگی هرچی که هست در اختیارش قرار می‌ده و می‌گه : خطیبانی مثل شما که مسئولیت سنگینی بر عهده دارند باید همه چیزشان تامین باشد تا در اجرای امور خود دچار مشکل و دردسر نشوند)

استراتژی سوم: روش بعدی گوگل جمع کردن همه کنار هم هست. تمام پروژه های گوگل مبتنی بر تیم اجرا می‌شن، و کار تیمی یعنی باهم بودن. لذا تو گوگل اتاق کم به چشم می‌خوره، کارمندان برای اجرای پروژه معمولا کنار هم هستند و نیازی نیست که زنگ بزنن، ایمیل بفرستند یا . حتی من شنیدم یکی از مدیران عامل یکی از شعبات اتاق خودش رو با بقیه به اشتراک گذاشته بود و خودش هم پیش برنامه نویسان حرفه‌ای می‌نشست و این رو بهترین راه برای یاد گرفتن موارد تازه می‌دونست.

استراتژی چهارم: آسان ساختن همکاری راهکار بعدی گوگلی هاست. کارمندان هر هفته یکبار از فعالیت های خود یک snippet یا یک یادداشت برای همه می فرستند. این به اشتراک گذاری می تونه همه رو از کارهای بقیه آگاه کنه و گامی موثر در synch یا همسان سازی شارژ کاری بحساب می یاد.

استراتژی پنجم: استفاده از یک شبکه وب داخلی برای اطلاع رسانی به کارمندان هست. به این شرح که یک وب در داخل، تمام اطلاعات رو در بر داره، مثلا اطلاعات پروژه‌ها، میزان پیشرفت اونها و . حتی گوگل معتقد هست یکی از عواملی که باعث شد جیمیل (G-mail) خیلی موفق از آب دربیاد این بود که این سرویس میل ماه ها در خود گوگل بصورت داخلی بر روی شبکه در حال اجرا بود. این یعنی متخصصین گوگل فرصت کافی برای یافتن خطاها و اصلاح اونها رو داشتند.

استراتژی ششم:تشویق خلاقیت یکی دیگر از راهکارهای گوگل است. همانطور که شاید بدانید کارمندان گوگل 20 درصد از زمان خود را می‌توانند صرف کار برروی پروژه‌های خود انجام دهند. حتی یک نرم افزار در شبکه گوگل به عنوان جعبه پیشنهادات دائم در دسترس کارمندان است. کارمندان می‌توانند ایده‌های خود را در این جعبه نوشته و بقیه نیز می‌توانند برای آنها نظر صادر کنند یا آنها را رتبه بندی کنند. گفته می‌شود بسیاری از نوآوری های گوگل از همین جعبه به دست می آید.

استراتژی هفتم: در قانون هفتم گوگلی ها معتقدند که “بیشتر، بیشتر از کمتر می داند”. این یعنی تصمیم گیری بر اساس نظر همه اجرا می شود. در گوگل مدیر عامل یک جمع کننده نظرات است نه صادر کننده رای. تصمیم گیری در گوگل اگرچه به این دلیل کمی طولانی می‌شود ولی در نهایت بهترین و عامه پسند ترین رای ها صادر می شوند.

استراتژی هشتم: بدصفت نباشید! این قانون و شعار گوگل است. در گوگل هیچ کس صندلی پرت نمی‌کند و این یعنی بالا بردن صبر و احترام کارمندان نسبت به یکدیگر. بر خلاف بسیاری از شرکت ها که یک سری مدیر هستند و به زیر دستان زور می‌گویند، گوگل محفل آزادی و آسودگی است.

استراتژی نهم: نهمین قانون گوگل up-to-date یا بروز بودن است. در هریک از زمینه‌هایی که گوگل به فعالیتی می‌پردازد تعدادی آنالیز کننده و متخصص دائم در حال جمع آوری اطلاعات برروی آن زمینه می‌باشند.

استراتژی دهم: و در نهایت قانون آخر گوگل برای خلق محیطی کاملا کارا و مناسب، برگزاری مراسمی در روزهای جمعه می‌باشد. تازه واردها معرفی می‌شوند. سوال و جواب‌هایی پرسیده می‌شود و از کارمندان به نحوه مناسبی پذیرایی می‌شود. این یعنی مدیران کامل در جریان امور کارمندان قرار می‌گیرند و بلعکس! یک محیط کاملا محیا برای یک کار سرشار از اعتماد

 

 

  • پیام 1
  • پیام 2
  • پیام 3
  • پیام 4
  • پیام 5
  • پیام 6
  • پیام 7
  • پیام 8
  • پیام 9
  • پیام 10
  • پیام 11